بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 32 از 84 - الفبای زبان
اصطلاح «Face the music» & «horsing around» ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «Face the music» & «horsing around»

 از زیر کار در رفتن  horse around Stop horsing around and get busy بسه دیگه از زیر کار در نرید برگردید سر کار. You guys are always horsing around هی…بچه ها..شما همیشه از زیر کار در میرید. خربزه خوردن و پای لرز نشستن Face the music After failing a math exam, Tom had to go […]

2اصطلاح کاربردی/ Cup of tea ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

2اصطلاح کاربردی/ Cup of tea

 معقولانه و منطقی بودن  To make sense It makes sense to wait until a sunny day to visit together in the park معقولانه و منطقی اینه که صبر کنیم تا یه روز افتابی همدیگه رو تو پارک ببینیم. That Jimmy ran away from home suddenly doesn’t make sense to any of us این که جیمی […]

2اصطلاح کاربردی/ hit the nail on the head ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

2اصطلاح کاربردی/ hit the nail on the head

دو هزاری افتادن…فهمیدن..  The penny drops  She ​looked ​confused for a ​moment, then ​suddenly the penny ​dropped اولش گیج میزد ولی یهو دوهزاریش افتاد.  ?Has the penny dropped دوهزاریت افتاد؟ I hadn’t realized that Tom was in love with Mary, but When I saw how he looked at her, the penny finally dropped اولش نمیدونستم […]

کتاب «روندهای جهانی تا سال ۲۰۳۰» منتشر شد ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

کتاب «روندهای جهانی تا سال ۲۰۳۰» منتشر شد

کتاب «روندهای جهانی تا سال ۲۰۳۰ (چالش‌ها و انتخاب‌ها برای اروپا)» فرصتی است برای خوانندگان ایرانی تا با دقت و عمق، چشم‌اندازها و چالش‌هایی را که در دهه‌های آینده در پیش روی اروپا خواهد بود، بشناسند و درک کنند. به گزارش الفبای زبان، کتاب «روندهای جهانی تا سال ۲۰۳۰ (چالش‌ها و انتخاب‌ها برای اروپا)»، نگاهی […]

رایج ترین شغلها به زبان انگلیسی (11) ۱۹ فروردین ۱۴۰۳

رایج ترین شغلها به زبان انگلیسی (11)

adviser مشاور apprentice کارآموز chief executive مدیر عامل اجرایی executive مدیر PA دستیار شخصی operator اپراتور clerk منشی officer افسر managing director مدیرعامل acting بازیگری

4 اصطلاح کاربردی/ In a nutshell ۱۹ فروردین ۱۴۰۳

4 اصطلاح کاربردی/ In a nutshell

In a nutshell به طور مختصر وکلیدی سخن گفتن Once in a blue moon خیلی معمول نیست/ خیلی کم و ندرتا to keep up (with) رسیدن یا برابر شدن با چیزی یا کسی (معمولا در راه رفتن) to have a whale of a time خوش گذراندن و لذت بردن

4 اصطلاح کاربردی/ I went off the deep end ۱۸ فروردین ۱۴۰۳

4 اصطلاح کاربردی/ I went off the deep end

I went off the deep end  از شدت غعصبانیت زد به سرم – از کوره در رفتم Don’t talk behind his back پشت سرش صحبت نکن- غیبت نکن They fight like cat and dog مثل سگ و گربه به جان هم می افتند Keep your eyes open حواستو جمع کن

4 اصطلاح کاربردی/ kick up your heals/ Land your self in trouble ۱۸ فروردین ۱۴۰۳

4 اصطلاح کاربردی/ kick up your heals/ Land your self in trouble

kick up your heals کارهایی رو بکن که دوست داری- خوش بگذرون Throw cold water on توی ذوق کسی زدن- دلسرد کردن یک نفر Drive a wedge between us این مسئله داره بین ما جدایی می ندازه- شکاف افتادن در روابط Land your self in trouble خودت را در دردسر می اندازی

4 اصطلاح کاربردی/ Catch the wave ۱۸ فروردین ۱۴۰۳

4 اصطلاح کاربردی/ Catch the wave

Water under the bridge گذشته ها گذشته- کاری است که شده-دیگه فکرشونکن Catch the wave از فرصت استفاده کردن Tread water درجا زدن I don’t have a leg to stand on  هیچ دلیلی ندارم- دستم به جایی بند نیست

تفاوت each other با one another ۱۸ فروردین ۱۴۰۳

تفاوت each other با one another

عبارت each other برای دو نفر و one another برای چند نفر بکار می رود. هر دو مورد معنی “دیگری” یا “یک دیگر” را می دهند. هر دو عبارت Each other و one another را معمولا به عنوان فاعل جمله به کار نمی بریم و به ندرت در نقش فاعلی در جملات غیر رسمی دیده […]