بایگانی‌های vocabulary - الفبای زبان
اصطلاح «با دیوار که حرف نمیزنم!» ۱۴ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «با دیوار که حرف نمیزنم!»

?Am I talking to a brick wall با دیوار که حرف نمیزنم! ?Are you going my way مسیرت به مسیر من میخوره؟ ?Are you looking for trouble دنبال شر میگردی؟

کاربرد No matter در جملات انگلیسی ۱۳ مهر ۱۴۰۵

کاربرد No matter در جملات انگلیسی

نویسنده:مهدی کلاته عربی/ No matter what فرقی نمیکنه که چی No matter what he buys¸ his wife won’t like it فرقی نمیکنه چی بخره.همسرش ازش خوشش نمیاد No matter who فرقی نمیکنه که چه کسی He fires any body who won’t listen to him. no matter who فرقی نمیکنه،هرکی بهش گوش نده رو اخراج میکنه […]

idiot box ۱۳ مهر ۱۴۰۵

idiot box

idiot-box= television, TV   Hey, you kids! Turn off the idiot-box and go do your homework After workin’ hard all day, all I wanna do is chill out in front of the idiot-box

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه

aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری

اصطلاح «نمی خوام صداتو بشنوم!» ۰۸ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «نمی خوام صداتو بشنوم!»

Talk to the hand به حرفات گوش نمیدم ، واسم مهم نیست چی میگی فکت: یک اصطلاح عبارتی اسلنگ/ در معنای تحت الفظی به معنای« با دست صحبت کن»- یعنی نمیخواهم بشنوم اصلا چی میگی!   She was fed up with her husband’s constant complaining over her cooking, so she finally said, “Talk to the […]

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی ۰۴ مهر ۱۴۰۵

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی

upfront صادق، رک و روراست ، بی غل و غش   Adam has always been upfront with us   آدام همیشه با ما روراست بوده است She wasn’t upfront about her real intentions او درمورد نیات واقعیش با ما روراست نبود.

نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما ۰۲ مهر ۱۴۰۵

نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما

?Can i have a pillow   میتونم یه بالش داشته باشم؟ ?can i have a blanket   میتونم یه پتو داشته باشم؟ ?can i have a pair of headphones   میتونم یه هدفون داشته باشم؟  ?could i have some water   میتونم یه مقدار آب داشته باشم؟  ?Could i have some extra napkins   میشه […]

واژه «Spirits» ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

واژه «Spirits»

Spirits  Happy; in a good mood=(to be) In good/high spirits  سرحال/خوشحال بودن، حوصله داشتن، شاد و شنگول بودن، هیجان زده بودن   After she won the tennis tournament, Elizabeth was in good spirits الیزابت بعد از اینکه در مسابقات تنیس برنده شد، خوشحال بود.  Sam was in good spirits after receiving his Christmas bonus سام […]

واژه «ailing» به چه معناست؟ ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

واژه «ailing» به چه معناست؟

Ailing بیمار/ ناخوش احوال She looked after her ailing father او از پدر بیمارش مراقبت کرد. He was an ailing old man او یک پیرمرد بیمار بود.

واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی

Indefatigable SYN: tireless (رسمی) خستگی ناپذیر، نَستوه   Although the effort of taking out the garbage exhausted Wayne for the entire morning, when it came to partying, he was indefatigable اگرچه تلاش برای بیرون بردن زباله ها وین را کل صبح خسته کرد، اما وقتی نوبت به مهمانی رسید، خستگی ناپذیر بود.   One can […]