اصطلاح “I didn’t get around to” به چه معناست؟
I didn’t get around to فرصت نکردم I didn’t get around to cleaning my room. فرصت نکردم اتاقمو تمیز کنم. I didn’t get around to replying to your message. فرصت نکردم به پیامت جواب بدم I didn’t get around to going to the supermarket. فرصت نکردم برم سوپر مارکت didn’t get around to paying the […]
اصطلاحی برای “از دست دادن فرصت”
Miss the boat Meaning: To miss an opportunity because you were too late. معنی: فرصت را از دست دادن / دیر رسیدن و شانس را از دست دادن If you don’t apply today, you’ll miss the boat. اگر امروز درخواست ندی، فرصت رو از دست میدی.
سه اصطلاح کاربردی/ “The life of the party” به چه معناست؟
The life of the party مجلس گرم کن Mind your own business سرت به کار خودت باشه Why are you all up in my business چرا همش سرت تو کار منه
اصطلاح « چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟» در انگلیسی
?What’s the catch چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟ /ایراد کار کجاس؟ / چه کلکی تو کاره؟ ?When something is too good to be true we ask what’s the catch وقتی بعضی چیزها واقعا خوب پیش می رود ما می پرسیم چه کلکی در کار است؟
به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟
Homebody=One whose interests center on the home معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیتهای بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح میده. Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود I’ll […]
فعل عبارتی «Rack up»
Rack up جمع کردن یا دستیابی به چیزی، معمولاً یک امتیاز یا مقدار/ ( در مسابقه – امتیاز) کسب کردن، نایل شدن، دست یافتن He’s RACKED UP a number of convictions for speeding او به دلیل سرعت غیرمجاز محکوم شده است rack up massive expenses هزینه های انبوه روی دست کسی یا جایی […]
اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟
cast a spell=to use magic to male something happen جادو کردن-طلسم کردن Merlin waved his magic wand and cast a spell مرلین عصای جادویش را تکان داد و طلسم کرد
چند اصطلاح کاربردی/ «Let the cat out of the bag»
Let the cat out of the bag لو دادن؛ رازی را فاش کردن Put in a good word for me سفارش منو بکن You look familiar آشنا به نظر میرسی Long story short کوتاه بگم Way to go دمت گرم
اصطلاح «joint effort»
نویسنده : ستاره کوشا joint effort= something achieved or created by two or more people working together تلاش همگانی-کار گروهی-دستاورد جمعی Building this company is a joint effort, so the profits will be shared by everyone who works here ساخت این شرکت یک تلاش همگانی است، بنابراین سود آن بین همه کسانی که در اینجا […]
چند جمله و عبارت کاربردی/I’m over the hill
His bowels don’t move شکمش کار نمیکنه ?How old do I look چند سال بهم میخوره؟ I’m not young anymore دیگه جوان نیستم I’m over the hill دیگه سنی ازم گذشته Give them a fictitious address/phone number الکی یه ادرس/شماره تلفن بهشون بده Just my luck شانس منو باش They were frisked at the […]








Sunday, 12 July , 2026