بایگانی‌های الفبای زبان اصطلاحات کاربردی - الفبای زبان
نکته مهمی درباره واژه «Rare» ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

نکته مهمی درباره واژه «Rare»

 برای چیزهایی که تعداد کمی از آن‌ها وجود دارد از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویداد‌هایی که خیلی کم رخ می‌دهند هم از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances  برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]

4 روش گفتن به آرزوم رسیدم ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

4 روش گفتن به آرزوم رسیدم

I got my wish My wish came true My wish was fulfilled My wish was granted

اصطلاح «It’s not my cup of tea» ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

اصطلاح «It’s not my cup of tea»

It’s not my cup of tea باب میلم نیست   She is the apple of my eye نور چشم منه

به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟ ۲۴ آبان ۱۴۰۴

به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟

Homebody=One whose interests center on the home   معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیت‌های بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح می‌ده.   Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود   I’ll […]

اصطلاح «Getting cold feet» ۱۳ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «Getting cold feet»

Getting cold feet شک کردن در تصمیم انجام کاری. پشمان شدن از انجام کاری. ترسیدن از سختی کار و دچار شک و شبهه شدن The burglar has got cold feet, when the dog started barking وقتی سگ شروع به پارس کرد سارق از انجام کارش دو به شک شد Veronica gets cold feet once again […]

اصطلاح «مرغِ همسایه غازه» ۱۲ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «مرغِ همسایه غازه»

The grass is greener on the other side other people always seem to be in a better situation than you, although they may not be این اصطلاح به این اشره دارد که اغلب دارایی دیگران از دارایی خود فرد، جذاب‌تر و بهتر به نظر می‌رسد/ اصطلاح خودمانی مرغ همسایه غاز است. Our bookkeeper always imagined […]

اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟ ۱۲ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟

cast a spell=to use magic to male something happen جادو کردن-طلسم کردن Merlin waved his magic wand and cast a spell مرلین عصای جادویش را تکان داد و طلسم کرد

دو اصطلاح جذاب / «Fed up» به چه معناست؟ ۰۴ آبان ۱۴۰۴

دو اصطلاح جذاب / «Fed up» به چه معناست؟

Fed up = خسته و کلافه بودن   I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends من معمولا آخر هفته‌ها با دوستانم وقت می‌گذرانم.

چند واژه مشابه در تلفظ اما متفاوت در معنا/  Knight & night ۰۴ آبان ۱۴۰۴

چند واژه مشابه در تلفظ اما متفاوت در معنا/  Knight & night

Hole حفره/ whole همه Witch جادوگر / which کدام Pair جفت / pear گلابی Cell سلول / sell خریدن Meat گوشت / meet ملاقات کردن Break شکستن / brake ترمز Peace صلح / piece تکه Sun خورشید / son پسر Knight شوالیه / night شب

چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی برای خرید و فروش ۰۳ آبان ۱۴۰۴
اصطلاح «That’s a rip-off» به چه معناست؟

چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی برای خرید و فروش

It cost a fortune It cost an arm and a leg با ارزش بودن، ارزش خریدن رو داشتن   That’s a rip-off تیغ زدن کسی، دزدی، کلاهبرداری کردن با قیمت بالا   I can’t afford it توان خریدن ش رو ندارم That’s a bit pricy/pricey یه خورده گرانه That’s quite reasonable کاملا منطقیه   It’s […]