به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟
Homebody=One whose interests center on the home معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیتهای بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح میده. Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود I’ll […]
اصطلاح «Getting cold feet»
Getting cold feet شک کردن در تصمیم انجام کاری. پشمان شدن از انجام کاری. ترسیدن از سختی کار و دچار شک و شبهه شدن The burglar has got cold feet, when the dog started barking وقتی سگ شروع به پارس کرد سارق از انجام کارش دو به شک شد Veronica gets cold feet once again […]
اصطلاح «مرغِ همسایه غازه»
The grass is greener on the other side other people always seem to be in a better situation than you, although they may not be این اصطلاح به این اشره دارد که اغلب دارایی دیگران از دارایی خود فرد، جذابتر و بهتر به نظر میرسد/ اصطلاح خودمانی مرغ همسایه غاز است. Our bookkeeper always imagined […]
اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟
cast a spell=to use magic to male something happen جادو کردن-طلسم کردن Merlin waved his magic wand and cast a spell مرلین عصای جادویش را تکان داد و طلسم کرد
دو اصطلاح جذاب / «Fed up» به چه معناست؟
Fed up = خسته و کلافه بودن I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends من معمولا آخر هفتهها با دوستانم وقت میگذرانم.
چند واژه مشابه در تلفظ اما متفاوت در معنا/ Knight & night
Hole حفره/ whole همه Witch جادوگر / which کدام Pair جفت / pear گلابی Cell سلول / sell خریدن Meat گوشت / meet ملاقات کردن Break شکستن / brake ترمز Peace صلح / piece تکه Sun خورشید / son پسر Knight شوالیه / night شب
چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی برای خرید و فروش
It cost a fortune It cost an arm and a leg با ارزش بودن، ارزش خریدن رو داشتن That’s a rip-off تیغ زدن کسی، دزدی، کلاهبرداری کردن با قیمت بالا I can’t afford it توان خریدن ش رو ندارم That’s a bit pricy/pricey یه خورده گرانه That’s quite reasonable کاملا منطقیه It’s […]
چند عبارت با How
وقتی how با صفت بیاد معنی «چه» می دهد How cute چه بامزه How strange چه عجیب How fast چه سریع How boring چه کسل کننده How amazing چه شگفت انگیز How sweet چه شیرین How bitter چه تلخ
چند اصطلاحات کاربردی/ اصطلاح «I’m broke» به چه معناست؟
I’m game من پایهام I’m broke بیپولم I’m bushed خیلی خستم I’m ticklish قلقلکیام I’m torn دو دلم I’m tied up دستم بنده I’m all set من آمادهام I’m off من رفتم I’m easy برای من فرقی نداره I’m afraid متأسفم / شرمنده I’m your humble کوچیک شماییم
اصطلاح فوق جالب «raise the roof»
raise the roof=hit the roof=make or cause someone else to make a great deal of noise, especially through cheering اصطلاح خانه رو سرش گذاشته بود از فریاد/ غوغا به پا کردن(از سر خشم یا خوشحالی)/سقف را ترکاندن ( از سروصدای زیاد ) از صدای موزیک یا فریاد when I finally scored the fans raised the […]







Friday, 5 December , 2025