بایگانی‌های آموزش زبان انگلیسی - الفبای زبان
«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد ۰۲ آذر ۱۴۰۴
روایتی از ابراهیم حسن‌بیگی؛

«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد

ابراهیم حسن‌بیگی روایتی از حواشی تالیف ۹ اثر داستانی خود را در قالب کتابی با عنوان «پشت صحنه نوشتن» منتشر کرد. به گزارش الفبای زبان، در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: حسن‌بیگی در این کتاب روایتی بی‌پرده از چگونگی کشف سوژه برای نگارش هر اثر، تألیف، انتشار و بازخوردهای خود از انتشار این آثار […]

۰۲ آذر ۱۴۰۴

اصطلاح «Hang up» به چه معناست؟

Hang up  فعل عبارتی (phrasal verb) Hang up به معنای “قطع کردن تماس تلفنی” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: end a phone call مثال: He didn’t say goodbye before he hung up او قبل از اینکه تلفن را قطع کند خداحافظی نکرد.

اصطلاح Clear as mud ۱۷ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح Clear as mud

Clear as mud=very difficult to understand : not clear at all غیرقابل فهم/مبهم/ گیج و گنگ The computer manual was as clear as mud, so we stopped reading it دفترچه راهنمای کامپیوتر اصلا قابل فهم نبود، بنابراین ما خواندن آن را متوقف کردیم mud= گل و لای

تفاوت افعال oversee و overlook ۱۷ آبان ۱۴۰۴

تفاوت افعال oversee و overlook

تفاوت افعال oversee و overlook فعل overlook به معنی “غفلت کردن” و “چشم پوشی کردن” است. .It is believed that accident happened because a number of safety checks were overlooked اعتقاد بر این است که تصادف به دلیل غفلت کردن تعدادی از بررسی های ایمنی رخ داده است. فعل oversee به معنی “نظارت کردن” است. […]

فعل عبارتی «Rack up» ۱۳ آبان ۱۴۰۴

فعل عبارتی «Rack up»

  Rack up جمع کردن یا دستیابی به چیزی، معمولاً یک امتیاز یا مقدار/ ( در مسابقه – امتیاز) کسب کردن، نایل شدن، دست یافتن   He’s RACKED UP a number of convictions for speeding او به دلیل سرعت غیرمجاز محکوم شده است rack up massive expenses هزینه های انبوه روی دست کسی یا جایی […]

اصطلاح «being hampered by something» ۱۲ آبان ۱۴۰۴
استفاده در ساختار مقاله نویسی و رایتینگ؛

اصطلاح «being hampered by something»

 استفاده از این ساختار در مقاله نویسی و Writing امتیاز شما را بسیار بالا می برد. being hampered by something بوسیله چیزی مختل شدن یا با مانع مواجه شدن being hampered by bad weather تحت تاثیر آب و هوای بد قرار گرفته است

اصطلاح «مرغِ همسایه غازه» ۱۲ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «مرغِ همسایه غازه»

The grass is greener on the other side other people always seem to be in a better situation than you, although they may not be این اصطلاح به این اشره دارد که اغلب دارایی دیگران از دارایی خود فرد، جذاب‌تر و بهتر به نظر می‌رسد/ اصطلاح خودمانی مرغ همسایه غاز است. Our bookkeeper always imagined […]

اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟ ۱۲ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟

cast a spell=to use magic to male something happen جادو کردن-طلسم کردن Merlin waved his magic wand and cast a spell مرلین عصای جادویش را تکان داد و طلسم کرد

اصطلاحات کاربردی با “break” ۱۰ آبان ۱۴۰۴

اصطلاحات کاربردی با “break”

Break a record رکورد زدن Break somebody’s heart شکستن دل Break the news to somebody خبر داغ “به کسی دادن” Break the ice شروع مكالمه و گفتگو با شخص غريبه كه دفعه اول ملاقات مى كنيم Break the silence شکستن سکوت

تفاوت So many & Only so many ۱۰ آبان ۱۴۰۴

تفاوت So many & Only so many

So many means a lot=مقدار زیاد Only so many/much means a few= only a limited quantity of something=فقط تا حدی یا فقط تا یک حدودی/محدود مثال: I have so many pens I have only so many pens or I only have so many pens There’s only so much that anybody’s brain can handle at any […]