Don’t mess with me   با من بحث / کل کل نکن!   You have my word بهت قول میدم   I will clean my room, Mom. You have my word اتاقم را تمیز خواهم کرد مامان، بهت قول میدم.   ln the blink of an eye در یک چشم به هم زدن!   Compliment […]

Don’t mess with me

 

با من بحث / کل کل نکن!

 

You have my word

بهت قول میدم

 

I will clean my room, Mom. You have my word

اتاقم را تمیز خواهم کرد مامان، بهت قول میدم.

 

ln the blink of an eye

در یک چشم به هم زدن!

 

Compliment

تعریف کردن

مثال:

They paid him a high compliment

آن‌ها از او تعریف و تمجید کردند.

Complement

سِت، مکمل، کامل کردن

مثال:

Physical exercise can be a complement to medical treatment

ورزش بدنی می‌تواند مکمل درمان پزشکی باشد